محتواي حرفهاي ریاست محترم جمهور جناب آقای احمدينژاد در مصاحبه با شبکه یک به ويژه در ارتباط با گراني، كم و بيش، مشخص و تكراري بود. وی بیش از هر چيز در پي توجيه گراني بود، نه اينكه اگر اقداماتي صورت گرفته نتايج عملي آنها را تشريح

كند.اساسا نفس برگزاری این نشست اثبات می کند که اوضاع وخیم است. این نشان میدهد که وقتی آقای هاشمی و اصلاح طلبان درباره هشدارهنده بودن وضعیت سخن گفتتند تشخیص آنها درست بوده است. در ضمن توجه داشته باشیم که در تاریخ جمهوری اسلامی سابقه ندارد برای فردی تا به این اندازه پوشش تبلیغلتی داده شود. مصاحبه ایشان در پربینندهترین ساعات شب در یک شبکه سراسری تلویزیونی و همزمان در شبکه سراسری رادیو پخش شد در حالی که در هیچکدام از شبکههای دیگر هیچ برنامه جذاب دیگری پخش نمیشد تا همه پای این مصاحبه بنشینند. همین مساله نشان دیگری است بر ای واقعیت که اوضاع چندان مناسب نیست .
بدون ترديد هيچ پديدهاي در هر زمينهاي كه باشد از جمله در اقتصاد، نبايد و نميتواند بدون دليل و پيشينه شكل بگيرد. در اين رهگذر، پديدهاي به نام تورم يا به عبارت عاميانه آن گراني كه اين روزها به عنوان نقل مجالس، هر كجا كه ميرويم با آن روبهرو هستيم نيز از چنين اصلي به دور نيست.
جناب آقاي رئيسجمهور! شما يك سال بعد از انتخاب، انتساب شعار آوردن نفت بر سر سفرههاي مردم را تكذيب كرديد اما حالا كسي ميتواند اين واقعيت را تكذيب كند كه يكي از عوامل راي دادن عدهاي از مردم به شما، اميد به اجراي همين شعار بود كه يك روزنامه طرفدار شما آن را با تيتر درشت در صفحه اول نوشت.
طي 5/2 سال گذشته دولت شما حدود 150 ميليارد دلار درآمد نفتي داشته كه از كل درآمدهاي دو دورهاي دولت آقاي هاشمي بيشتر و تقريباً معادل درآمد 8 سال رياستجمهوري آقاي خاتمي بوده است؛ پس مردم حق داشتند كه بخشي از اين پول نفت را بر سر سفرههاي خود ببينند و بخشي از آن را بر سر احداث پروژههاي بزرگي مشاهده كنند كه در زمان دولتهاي گذشته دهها نمونه از آنها احداث شد اما نه از احداث آن پروژههاي بزرگ خبري هست و نه پول نفتي بر سر سفرههاي مردم آمد، گوشت و مرغ از سفر عدهاي قهر كرد و هماكنون عدهاي در حسرت چند عدد تخممرغ هستند كه اگر روند افزايش هفتههاي اخير ادامه يابد، شايد ديدهشدن تخممرغ بر سر سفرهها نيز به آرزويي دست نيافتني براي شريفترين اقشار مردم تبديل شود. آیا می دانید كه دير يا زود، دستاوردهاي مثبت يا پيامدهاي منفي تصميمات اقتصادي دولتي بر مردم آشكار خواهد شد و ارائه آمارهايي كه با احساس عمومي تطابق چنداني ندارد چه توسط دولتمردان و چه به وسيله منتقدان دولت كاربرد تبليغاتي درازمدت نخواهد داشت و حتي ميتواند به ضد تبليغ تبديل شود.
آقاي رئيسجمهور! با ارائه اين گزارش، خود شما هم به اين نتيجه رسيديد كه در آستانه تشرف به بيت الله الحرام از مردم به خاطر تحمل مشكلات فراوان اقتصادي حلاليت بطلبيد. انشاءالله حجکم مقبول و سعیتان مشکور و به سلامتی که برگردی ما را منتقد بدانی نه برادر حسین را.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 0:19  توسط دارا کریمی نژاد
|
ديدن منظره ابراز احساسات شديد دانشجويان در جريان حضور خاتمي در سالروز 16 آذر در دانشگاه تهران، داراي ملاحظاتي چند بود:
اول:توجه به رخدادها وفضاي سياسي دانشگاهها بعد از سوم تير نشان داد،عليرغم اينكه بعضي محافل رسمي اعلام كرده بودند،دانشجويان به سمت انفعال وانزوا پيش مي روندو دانشگاه هاي كشور ديگر سياسي نيستند،اما اين شور شوق خلاف آن را ثابت نمد.
دوم:سكوت وانفعال دانشجويان معلول علتهاي مختلفي از جمله :واقعه تلخ كوي دانشگاه ،خرم آباد،و... در دوران اصلاحات وفشارهاي وارده بر پيكر نحيف جنبش دانشجويي در بعد از سوم تير است،كه اگر اين علل بررسي شود و دانشجو مجال طرح و بروز عقيده خود را داشته باشد و فضاي جامعه را براي ابراز انديشه هاي خود تنگ نبيند،وارد معادلات جدي سياسي خواهد شد.
سوم:اگر حاكمان، اين نيروي فكري و آينده سازان جامعه را دست كم بگيرند وبه ديدگاهها و نظرات آنها توجه نكنند،اين آتشفشان خود جوش فوران خواهد كرد كه معلوم نيست گدازه هاي آن چه ويراني به جاي خواهد گذاشت.
چهارم:اين استقبال و شور شوق پيامي است به انانكه خيال كردند اصلاحات برگشت ناپذير است،حال آنكه اصلاحات جز ذات مردم مااست،و بايد گفت اصلاح طلبان را از اسب انداختند نه از اصل.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 20:57  توسط دارا کریمی نژاد
|
شايد۵/۲سال پيش در بهبوهه تبليغات انتخاباتي رياست جمهوري نهم وقتي كانديداي اصلاح طلبان پيشرو شعار فوق را مطرح كرد،فقط عده كمي پيش بيني چنين روزهايي را داشتند،ولي خيلي ها به عمق وآينده نگري اين شعار در آن زمان پي نبرده بودند.شعار فوق در مقابل «آوردن نفت بر سر سفره مردم »(ظاهرا به علت بد بو بودن نياوردند)و«تاثير افزايش قيمت نفت بر زندگي مردم»(انصافا هم تاثير بسزايي داشت)و حتي «۵۰ هزار تومان ناقابل» شكست خورد.اما امروزه آگاهان و دلسوزان جامعه مكرر صحبت از «وضعيت بحراني»،« نابساماني اقتصادي»تاثير اين نابساماني تا بيست سال آينده ،«عزل ونصب شتاب زده مديران » و...مي كنند.و اين مهم يعني اينكه شعار «دو باره مي سازمت وطن» نياز اساسي جامه امروز ما است.تو گوئي سرنوشت «ايران ما» در طول تاريخ چنين رقم خورده است.وبه عبارتي بين افسانه ققنوس وسر گذ شت ايران مشابهت عجيبي است.ايران عزيز نيز چون آن مرغ شگفت وبي همتا،بارها درآتش سو خته است،و باز از خاكستر خويش زائيده شده و هم وهم اينك احساس ما اين است كه ايران ما بار ديگر يكي از آن دوران هاي«زائيدگي در مرگ»را مي گذراند ودر ميان درد مي شكفد.در روزگاري كه گوئي ايران ما در ابري از فراموشي پيچيده است،اگر كار ديگري از دست ما بر نيايد لا اقل خوب است بكوشيم تا فكر او را و غم او را در دل خود زنده نگاه داريم واعتماد به زائيدگي دوران را در سينه نپژمرانيم.ما از اين حيث چون بيماران مار گزيده اي هستيم كه به هر افسوني بايد بيدار نگاهشان داشت،زيرا كه چشم بر هم نهند، بيم آن است كه ديگر آنرا نگشايد.از حق نبايد گذشت دولت آقاي احمدي نژاد دستاورد هاي قابل توجهي داشت از جمله: ۱- به خودآمدن عده اي كه زماني حرف زدن از حزب و آزادي ،دموكراسي و... براي آنها اهميت چنداني نداشت.۲-خانه نشين شدن كفن پوشان كه در دوران اصلاحات هر روز به بهانه هاي مختلف آنان را به خيابان مي آوردند.۳-شكست تابوي مذاكره با شيطان بزرگ و ياد دادن جسارت به امثال آقاي خاتمي كه در راهرو سازمان ملل قايم نشوند،تا مبادا رئيس دولت شيطان بزرگ راببيند.۴-به خود آمدن تحريمي ها ،مايوس شدن كساني كه دل به بيگانگان بسته بودند.۵- ودر نهايت اينكه آباداني ايران اسلامي فقط در عبور از شاهراه اصلاحات ميسر است وبس.زنده باد اصلاحات.
مرا گويند زو اميد بردار كه نوميدي اميدت ناورد بار
همي گويم به پاسخ تا به جاويد به اميدم به امیدم اميد
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 0:32  توسط دارا کریمی نژاد
|
آورده اند كه صاحب يك باغ و باغبانش،هر وقت مي آمدند توي باغ ،مي ديدند كه انگورهايشان را دزد برده است.خيلي ناراحت شده بودند.يك روز ارباب به باغبان مي گويد كه اقلا يك شب كشيك بده واگر دزد آمد،بگيرش.اتفاقا دزده آمد و باغبان پريد روي او وبر او غالب شدو پاي او را بست.روز بعد رفت سراغ ارباب وگفت:
-آقا ديشب كشيك دادم و بالاخره دزده را گرفتم!
-راستي راستي گرفتيش؟
-آره!
- چكارش كردي؟
-پايش را بستم كه فرار نكند؟
-دستهايش را هم بستي يا نه؟
-نه!
عجب خري هستي،اونكه حالا با دستاش پاهاش را باز مي كند فرار ميكند!
باغبان ناراحت شد ،كمي به فكر فرو رفت و بعد از مدتي گفت:
-نه!
-ارباب گفت چي نه؟
-اون نمي تونه فرار كنه!
-چرا؟
-آخه اون همشهري منه .اگر اين به فكر من نرسيده ،به فكر اونهم نمي رسد. بيا برويم ببينيم.
هر دو رفتند توي باغ وديدند دزده همانطور سر جايش است.باغبونه با خوشحالي گفت:ديدي گفتم؟
اين مثال دهنده اين خطر است كه،اگر به انديشه هاي متفاوت اجازه رشد ندهيم، فكر وقدرت تفكر همه افراد جامعه در قالبهاي تنگ محصور شده و واقعيتها وراه حلهاي مناسب تشخيص داده نمي شوند
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 3:15  توسط دارا کریمی نژاد
|
با نگاهی گذرا به در هم آشفتگی فضای فکری و سیاسی در سطح کشور و بخصوص استان ما،وجود حزب برای جامعه و توسعه سیاسی اهمیت بیشتری پیدا می کند.مگر نه این است که قران کریم وپیامبر (ص) و بزرگان دین، ما را به مشورت،تعاون ،همکاری،نظم و ترتیب در انجام امورو داشتن برنامه دعوت وسفارش نموده اند.چرا برخی از حزب می ترسند؟بدون شک هر پدیده مخلوق بشری هم آثار مثبت و هم آثار منفی دارد.اگر با عقلانیت و آینده نگری به حزب نگاه کنیم خواهیم دید که اثر مثبت آن بیش از آثار منفی است.
به باور جامعه شناسان امر توسعه، یکی از مهمترین موانع توسعه استان کهگیلویه و بویراحمد قومیت گرایی وطایفه گرایی است.متاسفانه خیلی از خواص ما از منظر طایفه ای به جریانات فکری نگاه می کنند.فرقی نمی کند . چه خواصی که به جریان اصلاح طلب وابسته اند وچه جریان اصولگرا.در ایام انتخابات این امر نمود بیشتری پیدا می کند .برخی.نامزد هایی که خود را اصلاح طلب می دانند آنچنان غرق در طایفیه گرایی اند که حمایت احزاب اصلاح طلب را فقط لعابی برای ژست تفکر اصلاح طلبی خود تلقی می کنند.ما از مخالفین تفکر حزبی توقعی نداریم ،ولی براستی چرا عده ای دستکش حریر حزبی را روی سیم خاردار طایفه گرایی پوشیده اند؟
+ نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:35  توسط دارا کریمی نژاد
|