روزها می روند هفته ها می آیند و ماه ها با سرعت هرچه تمام تر به پایان می رسند تا یک سال را رقم بزنند،ما همچنان به دور خود می چرخیم .بی تفاوتی و "این نیز بگذرد" شعار زندگی مان شده است. خستگی و ناامیدی را در رفتار و گفتار کسانی که با آنها برخورد داریم مشاهده می کنیم. براستی چه باید کرد؟
کلمه ی ((باید)) کلمه خوش آیندی نیست ولی چه می شود کرد؟ ؟ آیا راه حلی وجود دارد؟ مسلما پاسخ این پرسش مثبت است به ویژه که انسان به برکت استعداد وهوش خداداد خود می تواند در بدترین شرایط ، مشکل گشایی کند و از مو هبت علم و معرفتی که خداوند توانایی کسب آن را به وی ارزانی داشته بهره برد و با توجه به این که امروز در برابر علم وقدرت علمی بشر ،کمتر مشکلی از نوع مشکلات ما توان پایداری دارند تنها به شرط اینکه بخواهیم. باید کاری کنیم و نشان دهیم که اگر خسته شده ایم، نا امید نیستیم، کسانی که این وضع را به وجود آوردند همین را می خواهند، باید بدانیم و بگوییم که چه نمی خواهیم، آنگاه برای به دست آوردن آنچه می خواهیم و از میدان به در کردن آنچه و آنکه نمی خواهیم با هرآنچه در توان داریم بکوشیم.
به نظر می رسد اولین گام برای سر و سامان دادن به وضعیت موجود با توجه به اینکه فقط 146 روز تا انتخابات ریاست جمهوری مانده تلاش خود رامضاعف نموده تا با انتخاب کسی که می تواند این قطار از ریل خارج شده را به ر مسیر اصلی باز گرداند سهیم باشیم.اگر روزی "ریز علی" ا ین دهقان فداکار به خاطر آنکه قطار را از خطر ویرانگر آگاه کند اول کتک خورد و بعد قدر دید و مانا شد،امروز هم "ریزعلی"ای باید این قطار از ریل خارج شده را نجات دهد.
و حکایت ما ،حکایت آن زنبورعسلی است که در اطراف آتش بر افروخته نمرودیان پرواز می کرد.حضرت ابراهیم (ع) از او پرسید:
زنبور، در اطراف آتش چکار می کنی؟آیا نمی ترسی که سوخته شوی؟
زنبور گفت:یا ابراهیم آمده ام آتش را خاموش کنم.
ابراهیم (ع)(با خنده) گفت:تومگر نمی فهمی آب دهان کوچک توهیچ تاثیری بر آین آتش ندارد؟
زنبور در جواب گفت:چرا می خندی یا ابراهیم؟من به خاموش شدن یا نشدن آتش نمی اندیشم،بلکه به این می اندیشم که اگر روزی از من بپرسندآن هنگام که ابراهیم در آتش بود تو چه می کردی؟بتوانم بگویم من در کار خاموش کردن اتش بودم!
در روز های آینده در این باره بیشتر می نویسم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 1:28  توسط دارا کریمی نژاد
|
مطالعه و بررسي تطبيقي آراء عمده جامعه شناسان در زمينه طبقه اجتماعي ما را به يك رهيافت كلي رهنمون مي كند كه آن را به عنوان چارچوب نظري در مورد طبقه اجتماعی در نظر گرفت. جوامع بشري از گروههاي وسيعي ساخته شده است كه نسبت به يكديگر روابط مبتني بر سلسله مراتب دارند و اين جوامع تنها زماني از ثبات و تداوم برخوردارند كه قشرهاي گوناگون و تركيب كننده آن در هماهنگي به سر مي برند. همچنين افراد انسان با توجه به ملاكها و معيارهاي گوناگوني خود را در طبقات مختلف جامعه جاي مي دهند. در اين مورد جامعه شناسان متعددي در مورد اين ملاك ها و معيارها به طرح نظرياتي پرداخته اند كه ما آنها را به عنوان چارچوب نظری طبقه اجتماعی انتخاب كرده ايم.(کریمی نژاد،1383)
مفهوم طبقه مترادف است با نام ماركس، به نظر ماركس طبقه عبارت است از گروهي از مردم در رابطه مشتركي با وسايل توليد قرار دارند و براساس اين معيار جوامع به دو گروه مالكان و سايل توليد و افرادي كه به توليد محصول اشتغال دارند، تقسيم مي شوند.
به نظر او
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 22:25  توسط دارا کریمی نژاد
|

دريافت شريعتي از طبقات اجتماعي در كنار شكل كار و درآمد، عنصر
ديگري هم وجود دارد و آن آگاهي و بيداري طبقه است.
چنانكه عنصر اقتصادي با عنصر ذهني همراه است و ديگر اينكه
طبقه در دريافت شريعتي به عنوان عامل تاريخي آفريننده
جامعه آمده است. هم داراي جنبه هاي مثبت و هم داراي
جنبه هاي منفي است.
يعني از بعضي جهات ناپرورده و ناتمام است و همچنين
داراي تناقضاتي است واز اينجا است كه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 17:10  توسط دارا کریمی نژاد
|
آلوين گلدنر(Goldner 1979)، در كتاب معروف خود به نام« آينده روشنفكران و پيدايش طبقه نوين» به گونه اي انتقادي، پيرامون اختلاف نظرهاي موجود در زمينه قشربندي اجتماعي اجتماعي و آينده ي جوامع سرمايه داري نظر مي دهد. از ديد وي در جوامع سرمايه داري امروزي، طبقه ي كارگر، به هيچ وجه انقلابي نيست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 21:47  توسط دارا کریمی نژاد
|
نظريه هاي پاركين(Parkin 1978)، نمونه روشني از ادامه ي ديدگاه وبر در جامع شناسي نوين است.
وي باور دارد كه جوامع امروزي تقسمهاي طبقاتي مهمي جداي از طبقه بورژوا و پرولتاري وجو دارد. همچنين، ديگر شكلهاي استثمار را (بجز شكل اقتصادي) نيز موجود است كه بايد مورد بررسي قرار گيرد. شكلهاي گوناگون استثمار، درگير گستره پهناوري از سنجه هاي اجتماعي هستند. از ديد وي بايد مسئله قدرت را بيشتر مورد بررسي قرارداد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت 22:56  توسط دارا کریمی نژاد
|
آنتوني گيدنز(Giddens 1982) با آگاهي كامل از نظريه هاي ماركس، وبر ودوركيم« نظريه ي ساختي شدن »(Structaration Theory) خود درباره ي طبقه هاي اجتماعي را به شيوه اي عرضه كرده كه يك ديدگاه جامع تركيبي از آن بوجود مي آيد. وي در كتاب خود «ساخت جوامع پيشرفته» بر آن است كه ماهيت طبقه وقدرت اهميت بوركراسي ونقش دولت را در جوامع پيشرفته نشان دهد به گونه اي كه كاستي هاي نظريه هاي ماركس و وبر را برآورده سازد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 23:8  توسط دارا کریمی نژاد
|
يكي از مهمترين نظريه هاي تركيبي در قشربندي اجتماعي ديدگاه لنسكي(Lenski 1966) در كتاب « قدرت وامتياز»به نظر لنسكي يك ديدگاه جامع درباره ي نابرابري وقشربندي اجتماعي بايد تمام دامنه هاي نظري بين دو ديدگاه محافظه كاري و راديكالي را در نظرگيرد. وي تلاش خود را گامي در راستاي رسيدن به نظريه اي تركيبي مي داند. در اين شيوه او به طور گزينشي، نكاتي را از يددگاه كاركردي و برخوردي گرفته است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 23:43  توسط دارا کریمی نژاد
|

شب یلدای آهورایی بر:
نیک اندیشان
و
نیک کرداران
و
نیک گفتاران
مبارک باد
+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 0:4  توسط دارا کریمی نژاد
|