تبليغاتX
اجتماعیات

اجتماعیات

تحلیل مسایل اجتماعی،فرهنگي ، سیاسی و اقتصادي روز

انتظار ایران و ایرانی از میر حسین

 میرحسین موسوی، نخست‌وزیر پرافتخار سال‌های جنگ، از شریف‌ترین و خوش‌نام‌ترین سیاستمداران ایرانی است و شرح خدمات و سوابق او هر ایرانی‌ را به تحسین وا می‌دارد. به نظر می رسد موسوی پس از خاتمی در میان طالبان تغییر هواداران بیشتری دارد.اکثریت ملت ایران هنوز بر این باور اند که اولا هیچ راهی جز پیگیری اصلاحات ندارند. دوما بعد از خاتمی ، میر حسین بهترین گزینه برای پیشبرد و تداوم اصلاحات است.

 میر حسین می تواند  امیدوارانه و با جمع آوری تجارب گذشته، اصلاحات را به پیش ببرد. اگر آنها که اتفاقا دوستشان هم داریم-چون هموطن ما هستند- تجربه خوب کتک زدن دارند ، ما هم تجربه خوب کتک خوردن داریم. هرچند امیدواریم این نزاع ها به پایان برسد. چرا که همه ما باید بیاموزیم که هیچ چاره ای جز تحمل یکدیگر و سرانجام حتی چاره ای جز دوست داشتن هم نداریم. امنیت مفهومی اجتماعی است. هیچ گروهی به تنهایی به امنیت نخواهد رسید . امنیت در یک جامعه یا برای همه است یا برای هیچ کس. نزاع اصلاح طلبان و آنان که به اصلاح طلبان بدبین اند باید دوستانه به پایان برسد. هر دو گروه باید یک داور مرضی الطرفین را بپذیرند. باور کنیم دموکراسی بهترین داور است . به احکام این داور  شریف و خرد پسند، در طول تاریخ ، تن در دهیم. باور کنیم در این نزاع ها ، همه متضرر می شوند. این نزاع دائمی یک بازی دو سر باخت برای  همه ما ایرانیان است. در این نزاع درونی آنان سود می کنند که حوزه های گازی شان با ما  مشترک است. آنان سود می کنند که اگر ماتحریم شویم ، دلارها حتی از خود ما به جیب می زنند. آنان سود می کنند که در تئوری های سیاست خارجی شان روی ایران ضعیف نگه داشته شده برنامه ریزی کرده اند. یاد بگیریم از همان که دشمن، صدایش می کنیم ؛ وقتی مک کین انتخابات را از اوباما  باخت ، گفت : رقیب دیروز من و رئیس جمهور امروز من.

حال چرا میر حسین؟

نگارنده به دلايل زير معتقد است میر حسین از هر گزينة «ممكن» ديگري به مراتب انتخاب بهتري خواهد بود و تفکر اصلاح طلبی با وجود ایشان به دفع بلاياي ايران‌سوزِ محتملِ پيش‌رو بپردازند. پاره‌اي از دلايلي كه به اختصار در پي مي‌آيند مي‌تواند منتقدان منصف را براي حمايت از نامزدي میر حسین مجاب كند.

اول- بعد از انصراف سید محمد خاتمی  ما در این انتخابات به فردی نیازمندیم که بتواند بیشترین آرا ء را جمع آوری کند. ما به رای سنگین نیاز داریم ،حتی بیشتر از دوره پیش خاتمی.اگر دغدغه داریم، دغدغه ها را باید با شرکت در انتخابات برطرف کنیم نه عدم شرکت. هیچ کس به اندازه میر حسین در شرایط فعلی نمی تواند در این مهم یعنی گرفتن رای سنگین از مردم ، موفق باشد.

دوم-       ما باید به فکر فردای پیروز شدن هم باشیم.میر حسین یک چهره مثبت است. برای بهبود شرایط بین المللی کشورمان با وجود میر حسین هزینه ما بسیار کمتر است.

سوم-    در  شرایط کنونی کشور ما در وضعیتی است که ما به شخصیتی نیازمندیم که برایند همه گروهها باشد و فکر می کنم این ویژگی درمیر حسین بیش از دیگران یافت می شود.

چهارم-       سیاست در عرصه بین الملل و داخلی کشورها بیشتر تحت نفوذ واقع گرایان است تا آرمانگرایان و بنابر این آنان، که خواسته های زیادی دارند تا آنجا که سر از تحریم انتخابات در آوردند و پروژه عبور از انتخابات، باید بدانند که وعده یک قدم در یک راه که انجام می شود بهتر از وعده صد قدم در همان راه است که حتی یک قدمش هم برداشته نخواهد شد. منصف باشیم کارهای انجام شده خاتمی در هشت ساله اصلاحات اگر زیاد نبود ،صفر هم نبود . اگر حتی یک قدم بود ، آن یک قدم به جلو بود. برگشت به عقب نبود. آرمان گرایانِ سر از تحریمِ انتخابات در آورده، اگر در این چهار ساله درس گرفته اند و کمی واقع گرا شده اند ،لااقل می توانند میر حسین را در کف خواسته هایشان قرار بدهند شاید به همین دلیل تشریف مبارکشان بیاورند سر صندوق های رای. و دست از نافرمانی مدنی !! بردارند. به تعبیر دیگری به میر حسین قناعت بفرمایند.

پنجم-      بخشی از اصول گرایان که از عقلای قوم هستند  به این نتیجه رسیده اند که در این انتخابات به میر حسین رای بدهند. و به تعبیری به میر حسین رضایت داده اند. به نظر می رسد هیچ کس به اندازه میر حسین در کمپ اصلاح طلبان هم   نمی تواند رای این رضایت پیشگان را به سبد اصلاحات بکشاند.

ششم_ برتری میر حسین دهه 80 بر میر حسین دهه 60 زيرا: هشت سال تجربة گران‌‌بهاي دولت‌داري بر توانايي‌ها و مهارت‌هاي رهبري او افزوده گوشه‌ها و كوچه‌ها و چم و خم سياست ايران و ظرفيت‌هاي عملي تغيير سياسي و فرهنگي را بهتر شناخته؛‌ با زبان اقتصاد و مديريت اقتصادي آشناتر شده و به اهميت شرايط اقتصادي و اجتماعيِ توسعة‌ سياسي بيشتر پي برده است.


هفتم- جلوگيري از تخريب وجهة دين و تضعيف بيشتر اخلاق در جامعة ايران: صرف نظر از صلاح سياست و اقتصاد و اصلاحات، صلاح دين و اخلاق نيز حضور میر حسین را ايجاب مي‌كند. میر حسین انساني اخلاقي و مسلماني مومن است و قاعدتاً در كنار ديگر دغدغه‌ها، پرواي دين و اخلاق را نيز دارد؛ دين و اخلاقي كه در چند سال گذشته در معرض آسيب‌هاي جدي‌تري قرار گرفته‌اند. استفادة نابه‌جا و مفرط از نام‌ها، مفاهيم و لغات ديني و آوردن توجيهاتِ به ظاهر مذهبي براي سياست‌ها و سخنان نسنجيده در دولت نهم از تقدس، لطافت و جذابيت ادبيات و ارزش‌هاي ديني در نظر تودة مردم كاسته و سوء مديريت كشور و افزايش فشارها براي برآوردن حاجات اوليه، بستر اقتصادي و اجتماعي را براي تشديد بحران اخلاقي در جامعة ايران فراهم كرده است. امروز نه امام زمان (عج)، در اذهان بسياري از مردم امام زمانِ چهار سال پيش است، نه دولتمردان به اندازة گذشته پرواي صداقت، وفاي به عهد،‌ مدارا، مسئوليت‌پذيري، پاسخ‌گويي و حفظ آبروي ديگران را دارند و نه مردم تحت فشارهاي قابل اجتناب موجود از توسل به دروغ، ريا، رشوه و زشتي‌هاي ديني و اخلاقي‍ ديگر دوري مي‌كنند. آمدن میر حسین و پيروزي‌اش در انتخابات از شدت ضربه‌هاي وارد به دين و اخلاق مي‌كاهد،براي توجيه ضعف‌هاي دولتش از كيسة دين مايه نمي‌گذارد و مديريت خردمندانه‌ اش از فشارهاي رواني، اقتصادي و اجتماعي كه زمينه را براي تضعيف اخلاق فراهم مي‌كند مي‌كاهد.

اما انتظار ملت از میر حسین:

 ملت ایران انتظار معجزه از میر حسین  ندارد اما حداقل انتظاراتی دارد که باید سالیان پیش بر آورده می شد.انتظاراتی همچون:

 

 1- مي خواهد كرامت انساني له شده مجددا احيا شود.

2- با میر حسین شايد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 23:17  توسط دارا کریمی نژاد  | 

سیاست تعطیل نیست

سال 88 در حالی شروع می شود که جهان در تب و تاب نابسمانی اقتصادی و بحرانهای ناشی از آن دست و پا می زند.واین اولین بار نیست که دنیا با چنین بحرانهایی مواجه می شود.بطور متوسط جهان هر 25یا 30 سال با.پدیده های همچون جنگ، نقلاب،زلزله؛خشکسالی و... روبرو بوده است.جالب اینکه همیشه مردانی بزرگ با عقلانیت و تدبیر توانسته اند این پدیده ها را مدیریت کنند.بدون شک  بواسطه آنکه ما امروزه در دهکده جهانی زیست می کنیم ازترکشهای  این نابسامنی بی نسیب نخواهد ماند.اگر چه عده ای خدا را شکر گذارند که چنین شکستی برای نظام سرمایه داری رخ داده و آرزوی اظمحلال کامل آن را دارند ولی باید بدانیم که این نابسامانی برای کشورهای قدرتمند  طول نکشد و دوباره در قالب دیگری بسامان شوند.

حال وظیفه ما چیست؟بدون شک ما امروز به یک مدیریت  علمی ، عقلانی وسیستمی و محاسبه نگر   به شدت نیازمندیم.مدیریتی که بتواند از موقعیت پیش آمده استفاده کند و با بکار گیری نیروی انسانی با تجربه و ماهر که در کشور فراوانند و فقط به عزت ایران و ایرانی بیندشند استفاده کند و با تولید کشاورزی،صنعتی و علمی ایران  وتلاش در جهت توسعه همه جانبه کشور را آباد نماید.

22خرداد روز سرنوشت سازی برای مردم ایران و حتی خیلی از مردم جهان خواهد بود.ما نه تنها 4سال سرنوشت خود را باید تعیین کنیم  ،بلکه گزینه انتخابی ما می تواند با   تصمیم گیری درست یا نادرست ما را حد اقل 20 سال عقب یا جلو ببرد.مردم ما دیگر ازاداره کشور با  ازمایش و خطا خسته شده اند.

مسائل و مشکلاتی مانند: تولید وابسته و معیشتی، بی ثباتی اقتصادی ، کوته نظری مدیریتی  ناامنی اقتصادی ناکارآمدی دولت در عرصه اقتصادی  بیکاری و فقر گسترده، سطح پایین درآمد سرانه ، حجم بالای نقدینگی و رشد اندک سرمایه گذاری، توزیع نابرابر درآمد ، فساد گسترده اقتصادی،  بالا رفتن انتظارات کاذب در مردم،  تورم بالا ، ضعف در بهره گیری از اقتصاد دانایی محور ، رانت خواری ، فرار سرمایه ،بد اخلاقی و پایین امدن کرامت انسانی، استفاده ابزاری  از مقدسات و ...که جامعه ایرانی را به ستوه آورده است.

به نظر می رسد حال که سید محمد خاتمی از عرصه کاندیداتوری کنار رفته اند ،ار بین گزینه های موجود  میر حسین موسوی مرد مدیریت بحران و اداره کشور با نفت 8 دلاری بتواند در برآوردن برخی آرزوهای ایرانیان یعنی:

 مدیریت کارآمد سیاسی، قانون گرایی، امنیت سیاسی، تحول و اصلاح بوروکراسی دولتی، حقوق سیاسی زنان، آزادی فردی و اجتماعی و حقوق شهروندی، نشاط و بهداشت سیاسی، شایسته سالاری، حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی- سیاسی، تقویت نهادهای مدنی و سازمان های غیردولتی، تقویت توامان جمهوریت و اسلامیت نظام، سیاست خارجی معطوف به «منفعت و مصلحت» کشور، تشنج زدایی و همزیستی مسالمت آمیز، صلح و امنیت فراگیر منطقه یی و بین المللی، همکاری تنگاتنگ و گسترده با سازمان های بین المللی، تقویت توامان وحدت ملی و حاکمیت ملی، تنظیم روابط دولت- ملت، افزایش اعتماد سیاسی و امید و نشاط سیاسی در بین مردم، تقویت قدرت مبتنی بر رضایت، حفظ حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی مندرج در قانون اساسی، حمایت از آزادی بیان و مطبوعات، رعایت قانون و احترام به آن، بهبود شاخص های عملکردی نظام سیاسی و افزایش کارایی و پاسخگویی، اشاعه فرهنگ سیاسی مبتنی بر قانون گرایی، مشارکت و رعایت قواعد بازی سیاسی، تقویت احساس عدالت مشارکتی، قانونی، توزیعی و فرصتی، به رسمیت شناختن مردم به عنوان بازیگران اصلی عرصه سیاست موثر باشد.تا نظر شما چه باشد ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 23:36  توسط دارا کریمی نژاد  |