<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اجتماعیات</title>
<link>http://darakarimi.blogfa.com/</link>
<description> تحلیل مسایل اجتماعی،فرهنگي ، سیاسی و اقتصادي روز </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 27 Aug 2009 21:50:28 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>درخت خود خواه!</title>
<link>http://darakarimi.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آورده اند كه در جنگلی، يكي از درختان كه شاخ و برگ زيادي داشت برگهايش را اذيت مي كرد و بر آنها منت مي گذاشت ومي گفت :شما زندگيتان را مديون من هستيدو اگر من بخواهم مي توانم شما را بميرانم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سپس براي عملي كردن تهديد خود،شاخه هايش را تكان مي داد تا برگها بريزند و همراه با ريزش برگها آنها را به تمسخر مي گرفت و مستانه قهقه مي زد كه صداي آن در جنگل مي پيچيد.يك روز آخرين برگ او را نصيحت كرد تا دست از اين كار بر دارد و به او يادآورد كه تو بدون برگ نمي تواني زنده بماني،ولي درخت بدون توجه به درخواست او آنقدر شاخه هايش را تكاند تا همان يك برگ نيز فرو افتاد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هيزم شكني كه از همان نزديكي مي گذشت با ديدن درختي بي برگ ،به گمان اينكه او مرده است به سويش رفت و او را نقش بر زمين كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درخت كنار برگهايش سر شكسته به زمين افتاد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آري درخت قصه ما زندگيش را محتاج چند برگ بود ولي خود خواهيش او را نابود كرد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 27 Aug 2009 21:50:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darakarimi&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>darakarimi</dc:creator>
<guid>http://darakarimi.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگاه یک جامعه شناس به انقلاب مخملین</title>
<link>http://darakarimi.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دکتر عماد افروغ در مقاله‌ای به زمینه‌های وقوع انقلاب مخملی اشاره کرد. &lt;BR&gt;در مقاله او که در روزنامه اعتمادملی روز پنجشنبه 15/5/88منتشرشده، آمده است: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به عنوان یک روش‌شناس که سال‌‌های بسیاری را صرف پژوهش کرده‌ام. معتقدم متهم کردن یک فرد به جریان‌سازی انقلاب مخملین چندان آسان نیست، زیرا انقلاب مخملین تصمیمی نیست که یک شبه اتخاذ شود و عده‌ای در کمتر از یک ماه آن را به سرانجام برسانند و به هدف‌شان برسند، بلکه زیربناهای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی بسیاری می‌خواهد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای همین نیز سخت معتقدم آنچه در قالب برگزاری این دادگاه‌ها به نمایش گذاشته شده است نه‌تنها ارتباطی با یک حرکت مخملین نداشت، بلکه حتی یک اعتراف معمولی هم نبود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در این دادگاه شاهد حضور افرادی بودیم که پس از گذراندن چند روزی در زندان، تحلیل‌هایشان تغییر کرده بود و حالا به این نتیجه رسیده بودند که نگاهشان در گذشته درست نبوده است، ‌بنابراین تغییر دیدگاه را چطور می‌توان به برنامه‌ریزی برای انقلاب مخملین ربط داد؟ چرا باید عده‌ای دستگیر شوند، آن هم تنها برای تنبه و اصلاح دیدگاه، فکر و عقیده‌شان یا حتی اینکه معتقد بودند تقلبی صورت گرفته است؟ مگر در این میان پولی دریافت شده است؟ کدامیک از معترضان این معترفان چه جریانی را سازماندهی کرده بود، کجا جریان‌سازی کرده بودند و ملت را کجا جمع کرده بودند و به آنها درس انقلاب مخملین داده بودند که باقی بی‌خبر هستند و تنها ضابطان قانونی باخبر؟ آیا در جریان پخش مشروح دادگاه حرفی از استخدام این افراد به دست قدرت‌های خارجی شنیدیم یا اینکه این افراد پا به میدان گذاشته بودند تا نظام جمهوری‌اسلامی ایران را از اساس و جوهره تغییر بدهند و به ساختار تازه‌ای برسند؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اصلا بحث ارتباط با خارجی‌ها و خط گرفتن را هم اگر کنار بگذاریم، با کدام عینک واقع‌بینی می‌توان به این نتیجه رسید که محمد عطریانفر و محمدعلی ابطحی چنین قدرتی در اختیار داشتند؟ چطور است که دو چهره مانند ابطحی و عطریانفر که همیشه از مدیران میانه بوده‌اند به یک باره دارای چنین قدرت براندازانه‌ای شده‌اند؟ اگر این نیست شاید هم موقعیت و پایه‌‌های نظام برای تغییر قدرت زیادی نمی‌خواهد! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برادران من! انقلاب مخملین تعریف روشنی دارد، زیربناهایی می‌طلبد، به این آسانی‌‌ها نیست که هر کس که اعتراض کرد، نافرمانی مدنی کرد یا بر حسب ذهنیت خود تن به تصمیمی ندارد، را خیلی زود به عنوان نشانه‌ای از وقوع انقلاب مخملین تعبیر کرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به عنوان یک جامعه‌شناس می‌گویم و نه از منظر سیاسی! چه کسی و با چه استدلالی می‌تواند ثابت کند که حضور مردم در خیابان‌ها و اعتراض‌شان نسبت به شرایط اخیر ناشی از هدایت و تصمیم محمدعلی ابطحی و عطریانفر بود؟ چرا موقعیت و قدرت افراد را براساس واقعیت‌های موجود مورد قضاوت و کنکاش قرار نمی‌دهید؟ مردم ایران یک حرکت خودجوش داشتند، رسانه خارجی نبود، پولی نگرفته بودند و در میتینگی به آنها نگفته بودند «ملت پیش به سوی انقلاب مخملین!» تنها ذهنیت حاکم بر افکارعمومی این ماجرا را پیش می‌برد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا شعور مردم و ملت را دست کم بگیریم و فکر کنیم ملت و افکار عمومی همیشه باید دنباله‌رو باشند و خود قادر به گرفتن هیچ تصمیم جمعی نیستند، کاش در جریان این محاکمات و تئوری‌پردازی‌ها ذره‌ای هم واقعیت‌های موجود را لحاظ می‌کردیم. کجای قانون اساسی آمده است که اعتراض مدنی و آرام جرم است؟ این افراد که در بازداشت به سر می‌برند، کجای این پروسه، قانون اساسی را از بیخ و بن نادیده گرفته‌اند، کسی که در صدد انقلاب مخملین است که مدام پافشاری نمی‌کند تا حقوق قانونی که قانون اساسی برایش در نظر گرفته در جامعه پیاده شود، مگر اینکه قانون اساسی ما دستورالعمل دستیابی به انقلاب مخملین باشد و ما بی‌خبر، زیرا خواسته مردم کوچه و خیابان انقلاب مخملین نیست، بلکه استفاده از تمام آزادی‌های سیاسی و اجتماعی قانون اساسی است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از سوی دیگر انقلاب مخملین نسخه‌ای است که تنها در جغرافیای سیاسی خاصی پیاده می‌شود. کشورهای سوسیالیستی اروپای شرقی که سال‌ها زیر نوع کمونیسم شوروی بودند تنها بخش‌هایی هستند که این نسخه ناقص در آنها عمل کرده است. دلیل اصلی وقوع انقلاب مخملین در این کشورها هم منش دیکتاتوری حاکم بر آنها بوده است، آیا کسی می‌پذیرد که به لحاظ ساختار سیاسی دولت ایران منش دیکتاتوری داشته که حالا ما باید شاهد بروز انقلاب مخملین در آن باشیم؟ قطعا جواب واقع‌بینانه وجود این رویکرد را از بیخ و بن نفی می‌کند. اما به هر حال هر معادله‌ای از یک وجه ساختاری برخوردار است و نمی‌توان آن را تنها از یک بخش مورد بررسی قرار داد، باید دو سوی معادله را نگریست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای رسیدن به انقلاب مخملین ملزوماتی نیاز است، که از مهم‌ترین آنها وجود و نفوذ قدرت خارجی به اضافه دولت دیکتاتوری است، کدامیک از این دو در کشور ما وجود دارد که اکنون ما براساس آن باید به توهم توطئه مخملین رسیده باشیم؟ کشور ما هرگز خصایص یک کشور سوسیالیستی یعنی بی‌توجهی به آزادی را نداشته است، پس امکان پیاده شدن این نسخه از سوی دشمن خارجی و داخلی برای همیشه در نظام جمهوری اسلامی ایران منتفی است. این منش زیبنده جمهوری اسلامی نیست و صداوسیما سردمدار این منش جدید و تخریبگر شده است. اگر بپذیریم که این افراد بدون اعمال هیچ‌فشاری دچار چنین تغییر نگرش ژرفی هم شده‌اند، باز هم باید گفت این رویکرد جدید چه ربطی به اعتراف دارد و چه ربطی به کودتای مخملین که مدام این ترکیب نوآمده در صداوسیما تکرار می‌شود؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مدتی است به این نتیجه رسیده‌ام که دیگر اظهارنظر و نقد فایده‌ای ندارد، اما نگرانم به عنوان یک شهروند پایبند به نظام جمهوری اسلامی ایران، نگرانم. نگران جوهره انقلاب، نگران وجهه آزادی که قرار بود در کشورم مستقر شود و نگران اعتماد عمومی ملتی که 30 سال برای کسب آن زحمت کشیده شده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قرار نیست که برای تحکیم پایه‌های قدرت یک جناح دست به هر رویارویی‌ای بزنیم، زیرا رویارویی‌ اینچنینی می‌تواند تبعاتی داشته باشد. اگر اینچنین باشد پس امر به معروف و نهی از منکر در نظام ما چه می‌شود، مشورت، همدلی و همگرایی را در کجای این رویارویی می‌گنجانید؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ای کاش محکمه قضایی تصمیم بگیرد، حتی در همین جای کار با استناد به مدارک مستدل مخملی بودن اعتراض‌ها را ثابت کند و متهمان را با اتهام‌هایی در اندازه توان‌شان به محاکمه بکشاند و از همه مهم‌تر مردم را عاقل بپندارد، در غیر این صورت باید گفت که این اعتراف نیست و از این رویکرد نمی‌توان مدرکی یافت مبنی بر برنامه‌ریزی انقلاب مخملین، اگر قدرت هم وجود ندارد بهتر است که محاکمه‌ها تعطیل شود تا آبروی قضایی کشورمان بیش ازین به خطر نیفتد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من هم مانند هر شهروندی نگرانم، نگران روزی که پس از این حرکت، هر اعتراضی نشانه‌ای از قصد به انقلاب مخملین تعبیر شود و این لحظه دردناکی است&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Aug 2009 22:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darakarimi&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>darakarimi</dc:creator>
<guid>http://darakarimi.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سفیران سبز اندیش و خوشه های سبز</title>
<link>http://darakarimi.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پیشنهاد (1)ا جرای طرح ((سفیران سبز اندیش میرحسین))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با توجه بی عدالتی در نحوه اطلاع رسانی دیدگاهها و مواضع مهندس میر حسین موسوی در سطح جامعه پیشنهاد می شود با اجرای طرح ((سفیران سبز اندیش میرحسین)) در قالب سازماندهی جوانان ،دانشجویان، دانش آموزان، در دسته های چند نفره همراه با نماد سبز اعم از کاور،بازو بند،دستبندو.... وحضور در محله ها و مناطق و مکانهای سیاحتی،زیارتی،مساجد،چهارراهها،پارک ها و میادین،پایانه های مسافربری ،... بخش ها و روستاها به گفتگوی چهره به چهره با مردم به تبیین دیدگاهها و برنامه های مهندس موسوی بپردازند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پیشنهاد(2)اجرای طرح (خوشه های سبز)&lt;/P&gt;جهت رای دادن به میر حسین موسوی هر نفر حداقل متعهد به آوردن 5نفر در روز 22 خرداد به پای صندوق های رای شود</description>
<pubDate>Tue, 12 May 2009 20:04:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darakarimi&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>darakarimi</dc:creator>
<guid>http://darakarimi.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمونه سئوالات  امتحانی درس جامعه شناسی سوم انسانی (2)</title>
<link>http://darakarimi.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>با توجه به نزدیک بودن امتحانات پایان سال بر آن شدم نمونه سوالات دروسی را که تدریس نمودم برای دانش آموزانم در اینجا ارائه نمایم.با آرزوی موفقیت برای تک تک آنها&lt;BLOGEXTENDEDPOST&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Apr 2009 21:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darakarimi&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>darakarimi</dc:creator>
<guid>http://darakarimi.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمونه سئوالات  امتحانی درس جامعه شناسی سوم انسانی (1)</title>
<link>http://darakarimi.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description></description>
<pubDate>Wed, 29 Apr 2009 21:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darakarimi&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>darakarimi</dc:creator>
<guid>http://darakarimi.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمونه سئوالات  امتحانی درس جامعه شناسی دوم انسانی </title>
<link>http://darakarimi.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description></description>
<pubDate>Wed, 29 Apr 2009 20:57:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darakarimi&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>darakarimi</dc:creator>
<guid>http://darakarimi.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمونه سئوالات  امتحانی درس مطالعات اجتماعی </title>
<link>http://darakarimi.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>  </description>
<pubDate>Wed, 29 Apr 2009 20:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darakarimi&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>darakarimi</dc:creator>
<guid>http://darakarimi.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اگر نبود بهمن بیگی...</title>
<link>http://darakarimi.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn2.google.com/images?q=tbn:-Kra_whWm-Sw5M:http://www.chnphoto.ir/pattern3.php%3Fimage%3DH%2520(8).jpg&quot; align=left border=0&gt;این مطلب را در هفته معلم و هرسال  جهت پاسداشت پدر اصلاحات آموزشی در ایران  و همان که توانست اسلحه را به قلم تبديل کند  تحریر مکرر  می نمایم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نگارنده در سال 1354 دانش آموز سال اول ابتدائي مدرسه عشايري بودم.معلم بزرگ من آقاي دارا دانش پژوه (پژوه )كه از درگاه خدا وند بزرگ  براي ايشان آرزوي عمر با عزت دارم ،تحصيل كرده دانشسرا و از  شاگردان  بهمن بيگي بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنوز سرود بچه هاي ايل در ميان كوه و دشت، كمر طنين انداز است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من بچه عشايرم               در درس خواندن ماهرم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در پائيز پنجاه و چهار         زندگي شد واسم بهار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آمده ام به مدرسه           حساب مي خوانم، هندسه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گچ سفيد فشنگم               تخته سياه تفنگم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;املا اگر گويد مدير(معلم)      مي نويسمش مثل دبير(كاتب)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر نبود بهمن بيگي            چطور مي شد اين زندگي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مسلماً بيكار بوديم        تا هميشه سر بار بوديم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نوشتن از استاد محمد بهمن بيگي معلم افسانه اي و ناجي عشاير،دشوار است .اما به رسم اداي دين ودر ايامي كه به هفته بزرگداشت مقام معلم نامگذاري شده  حيفم آمد كه مطلبي ننويسم. چرا كه  وي تنها كسي است  كه توانست  با مهارت، كاغذ و مداد را به ميان عشايرببَرَد و امر بسيار مهم با سواد كردن فرزندان عشايري را بنحو بسيار مطلوبي پيش بَرَد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين معلم بزرگ با روش هاي ابداعي در آموزش نوجوانان و جوانان عشايري ، يكشبه رَهِ صد ساله پيمود و چنان در اين زمينه پيشرفت داشت كه  برخي او را معلم افسانه اي و ناجي عشاير ايران نام نهادند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; استاد محمّد بهمن‌بيگي،........&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Apr 2009 23:11:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darakarimi&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>darakarimi</dc:creator>
<guid>http://darakarimi.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتظار ایران و ایرانی از میر حسین</title>
<link>http://darakarimi.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:usWYoxSmzv75PM:https://www.sharemation&quot; align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; میرحسین موسوی، نخست‌وزیر پرافتخار سال‌های جنگ، از شریف‌ترین و خوش‌نام‌ترین سیاستمداران ایرانی است و شرح خدمات و سوابق او هر ایرانی‌ را به تحسین وا می‌دارد. به نظر می رسد موسوی پس از خاتمی در میان طالبان تغییر هواداران بیشتری دارد.اکثریت ملت ایران هنوز بر این باور اند که اولا هیچ راهی جز پیگیری اصلاحات ندارند. دوما بعد از خاتمی ، میر حسین بهترین گزینه برای پیشبرد و تداوم اصلاحات است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; میر حسین می تواند  امیدوارانه و با جمع آوری تجارب گذشته، اصلاحات را به پیش ببرد. اگر آنها که اتفاقا دوستشان هم داریم-چون هموطن ما هستند- تجربه خوب کتک زدن دارند ، ما هم تجربه خوب کتک خوردن داریم. هرچند امیدواریم این نزاع ها به پایان برسد. چرا که همه ما باید بیاموزیم که هیچ چاره ای جز تحمل یکدیگر و سرانجام حتی چاره ای جز دوست داشتن هم نداریم. امنیت مفهومی اجتماعی است. هیچ گروهی به تنهایی به امنیت نخواهد رسید . امنیت در یک جامعه یا برای همه است یا برای هیچ کس. نزاع اصلاح طلبان و آنان که به اصلاح طلبان بدبین اند باید دوستانه به پایان برسد. هر دو گروه باید یک داور مرضی الطرفین را بپذیرند. باور کنیم دموکراسی بهترین داور است . به احکام این داور  شریف و خرد پسند، در طول تاریخ ، تن در دهیم. باور کنیم در این نزاع ها ، همه متضرر می شوند. این نزاع دائمی یک بازی دو سر باخت برای  همه ما ایرانیان است. در این نزاع درونی آنان سود می کنند که حوزه های گازی شان با ما  مشترک است. آنان سود می کنند که اگر ماتحریم شویم ، دلارها حتی از خود ما به جیب می زنند. آنان سود می کنند که در تئوری های سیاست خارجی شان روی ایران ضعیف نگه داشته شده برنامه ریزی کرده اند. یاد بگیریم از همان که دشمن، صدایش می کنیم ؛ وقتی مک کین انتخابات را از اوباما  باخت ، گفت : رقیب دیروز من و رئیس جمهور امروز من.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حال چرا میر حسین؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نگارنده به دلايل زير معتقد است میر حسین از هر گزينة «ممكن» ديگري به مراتب انتخاب بهتري خواهد بود و تفکر اصلاح طلبی با وجود ایشان به دفع بلاياي ايران‌سوزِ محتملِ پيش‌رو بپردازند. پاره‌اي از دلايلي كه به اختصار در پي مي‌آيند مي‌تواند منتقدان منصف را براي حمايت از نامزدي میر حسین مجاب كند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اول- بعد از انصراف سید محمد خاتمی  ما در این انتخابات به فردی نیازمندیم که بتواند بیشترین آرا ء را جمع آوری کند. ما به رای سنگین نیاز داریم ،حتی بیشتر از دوره پیش خاتمی.اگر دغدغه داریم، دغدغه ها را باید با شرکت در انتخابات برطرف کنیم نه عدم شرکت. هیچ کس به اندازه میر حسین در شرایط فعلی نمی تواند در این مهم یعنی گرفتن رای سنگین از مردم ، موفق باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوم-       ما باید به فکر فردای پیروز شدن هم باشیم.میر حسین یک چهره مثبت است. برای بهبود شرایط بین المللی کشورمان با وجود میر حسین هزینه ما بسیار کمتر است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سوم-    در  شرایط کنونی کشور ما در وضعیتی است که ما به شخصیتی نیازمندیم که برایند همه گروهها باشد و فکر می کنم این ویژگی درمیر حسین بیش از دیگران یافت می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چهارم-       سیاست در عرصه بین الملل و داخلی کشورها بیشتر تحت نفوذ واقع گرایان است تا آرمانگرایان و بنابر این آنان، که خواسته های زیادی دارند تا آنجا که سر از تحریم انتخابات در آوردند و پروژه عبور از انتخابات، باید بدانند که وعده یک قدم در یک راه که انجام می شود بهتر از وعده صد قدم در همان راه است که حتی یک قدمش هم برداشته نخواهد شد. منصف باشیم کارهای انجام شده خاتمی در هشت ساله اصلاحات اگر زیاد نبود ،صفر هم نبود . اگر حتی یک قدم بود ، آن یک قدم به جلو بود. برگشت به عقب نبود. آرمان گرایانِ سر از تحریمِ انتخابات در آورده، اگر در این چهار ساله درس گرفته اند و کمی واقع گرا شده اند ،لااقل می توانند میر حسین را در کف خواسته هایشان قرار بدهند شاید به همین دلیل تشریف مبارکشان بیاورند سر صندوق های رای. و دست از نافرمانی مدنی !! بردارند. به تعبیر دیگری به میر حسین قناعت بفرمایند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پنجم-      بخشی از اصول گرایان که از عقلای قوم هستند  به این نتیجه رسیده اند که در این انتخابات به میر حسین رای بدهند. و به تعبیری به میر حسین رضایت داده اند. به نظر می رسد هیچ کس به اندازه میر حسین در کمپ اصلاح طلبان هم   نمی تواند رای این رضایت پیشگان را به سبد اصلاحات بکشاند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ششم_ &lt;STRONG&gt;برتری میر حسین دهه 80 بر میر حسین دهه 60&lt;/STRONG&gt; زيرا: هشت سال تجربة گران‌‌بهاي دولت‌داري بر توانايي‌ها و مهارت‌هاي رهبري او افزوده گوشه‌ها و كوچه‌ها و چم و خم سياست ايران و ظرفيت‌هاي عملي تغيير سياسي و فرهنگي را بهتر شناخته؛‌ با زبان اقتصاد و مديريت اقتصادي آشناتر شده و به اهميت شرايط اقتصادي و اجتماعيِ توسعة‌ سياسي بيشتر پي برده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;هفتم- &lt;STRONG&gt;جلوگيري از تخريب وجهة دين و تضعيف بيشتر اخلاق در جامعة ايران:&lt;/STRONG&gt; صرف نظر از صلاح سياست و اقتصاد و اصلاحات، صلاح دين و اخلاق نيز حضور میر حسین را ايجاب مي‌كند. میر حسین انساني اخلاقي و مسلماني مومن است و قاعدتاً در كنار ديگر دغدغه‌ها، پرواي دين و اخلاق را نيز دارد؛ دين و اخلاقي كه در چند سال گذشته در معرض آسيب‌هاي جدي‌تري قرار گرفته‌اند. استفادة نابه‌جا و مفرط از نام‌ها، مفاهيم و لغات ديني و آوردن توجيهاتِ به ظاهر مذهبي براي سياست‌ها و سخنان نسنجيده در دولت نهم از تقدس، لطافت و جذابيت ادبيات و ارزش‌هاي ديني در نظر تودة مردم كاسته و سوء مديريت كشور و افزايش فشارها براي برآوردن حاجات اوليه، بستر اقتصادي و اجتماعي را براي تشديد بحران اخلاقي در جامعة ايران فراهم كرده است. امروز نه امام زمان (عج)، در اذهان بسياري از مردم امام زمانِ چهار سال پيش است، نه دولتمردان به اندازة گذشته پرواي صداقت، وفاي به عهد،‌ مدارا، مسئوليت‌پذيري، پاسخ‌گويي و حفظ آبروي ديگران را دارند و نه مردم تحت فشارهاي قابل اجتناب موجود از توسل به دروغ، ريا، رشوه و زشتي‌هاي ديني و اخلاقي‍ ديگر دوري مي‌كنند. آمدن میر حسین و پيروزي‌اش در انتخابات از شدت ضربه‌هاي وارد به دين و اخلاق مي‌كاهد،براي توجيه ضعف‌هاي دولتش از كيسة دين مايه نمي‌گذارد و مديريت خردمندانه‌ اش از فشارهاي رواني، اقتصادي و اجتماعي كه زمينه را براي تضعيف اخلاق فراهم مي‌كند مي‌كاهد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما انتظار ملت از میر حسین:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ملت ایران انتظار معجزه از میر حسین  ندارد اما حداقل انتظاراتی دارد که باید سالیان پیش بر آورده می شد.انتظاراتی همچون: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 1- مي خواهد كرامت انساني له شده مجددا احيا شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- با میر حسین شايد ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Mar 2009 19:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darakarimi&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>darakarimi</dc:creator>
<guid>http://darakarimi.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیاست تعطیل نیست</title>
<link>http://darakarimi.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:HUWo-P-9crs5uM:http://www.sharemation.com/mosharekat/aksha/siasi/Mousavi/mosavi90807.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سال 88 در حالی شروع می شود که جهان در تب و تاب نابسمانی اقتصادی و بحرانهای ناشی از آن دست و پا می زند.واین اولین بار نیست که دنیا با چنین بحرانهایی مواجه می شود.بطور متوسط جهان هر 25یا 30 سال با.پدیده های همچون جنگ، نقلاب،زلزله؛خشکسالی و... روبرو بوده است.جالب اینکه همیشه مردانی بزرگ با عقلانیت و تدبیر توانسته اند این پدیده ها را مدیریت کنند.بدون شک  بواسطه آنکه ما امروزه در دهکده جهانی زیست می کنیم ازترکشهای  این نابسامنی بی نسیب نخواهد ماند.اگر چه عده ای خدا را شکر گذارند که چنین شکستی برای نظام سرمایه داری رخ داده و آرزوی اظمحلال کامل آن را دارند ولی باید بدانیم که این نابسامانی برای کشورهای قدرتمند  طول نکشد و دوباره در قالب دیگری بسامان شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حال وظیفه ما چیست؟بدون شک ما امروز به یک مدیریت  علمی ، عقلانی وسیستمی و محاسبه نگر   به شدت نیازمندیم.مدیریتی که بتواند از موقعیت پیش آمده استفاده کند و با بکار گیری نیروی انسانی با تجربه و ماهر که در کشور فراوانند و فقط به عزت ایران و ایرانی بیندشند استفاده کند و با تولید کشاورزی،صنعتی و علمی ایران  وتلاش در جهت توسعه همه جانبه کشور را آباد نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;22خرداد روز سرنوشت سازی برای مردم ایران و حتی خیلی از مردم جهان خواهد بود.ما نه تنها 4سال سرنوشت خود را باید تعیین کنیم  ،بلکه گزینه انتخابی ما می تواند با   تصمیم گیری درست یا نادرست ما را حد اقل 20 سال عقب یا جلو ببرد.مردم ما دیگر ازاداره کشور با  ازمایش و خطا خسته شده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مسائل و مشکلاتی مانند: تولید وابسته و معیشتی، بی ثباتی اقتصادی ، کوته نظری مدیریتی  ناامنی اقتصادی ناکارآمدی دولت در عرصه اقتصادی  بیکاری و فقر گسترده، سطح پایین درآمد سرانه ، حجم بالای نقدینگی و رشد اندک سرمایه گذاری، توزیع نابرابر درآمد ، فساد گسترده اقتصادی،  بالا رفتن انتظارات کاذب در مردم،  تورم بالا ، ضعف در بهره گیری از اقتصاد دانایی محور ، رانت خواری ، فرار سرمایه ،بد اخلاقی و پایین امدن کرامت انسانی، استفاده ابزاری  از مقدسات و ...که جامعه ایرانی را به ستوه آورده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به نظر می رسد حال که سید محمد خاتمی از عرصه کاندیداتوری کنار رفته اند ،ار بین گزینه های موجود  میر حسین موسوی مرد مدیریت بحران و اداره کشور با نفت 8 دلاری بتواند در برآوردن برخی آرزوهای ایرانیان یعنی:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مدیریت کارآمد سیاسی، قانون گرایی، امنیت سیاسی، تحول و اصلاح بوروکراسی دولتی، حقوق سیاسی زنان، آزادی فردی و اجتماعی و حقوق شهروندی، نشاط و بهداشت سیاسی، شایسته سالاری، حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی- سیاسی، تقویت نهادهای مدنی و سازمان های غیردولتی، تقویت توامان جمهوریت و اسلامیت نظام، سیاست خارجی معطوف به «منفعت و مصلحت» کشور، تشنج زدایی و همزیستی مسالمت آمیز، صلح و امنیت فراگیر منطقه یی و بین المللی، همکاری تنگاتنگ و گسترده با سازمان های بین المللی، تقویت توامان وحدت ملی و حاکمیت ملی، تنظیم روابط دولت- ملت، افزایش اعتماد سیاسی و امید و نشاط سیاسی در بین مردم، تقویت قدرت مبتنی بر رضایت، حفظ حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی مندرج در قانون اساسی، حمایت از آزادی بیان و مطبوعات، رعایت قانون و احترام به آن، بهبود شاخص های عملکردی نظام سیاسی و افزایش کارایی و پاسخگویی، اشاعه فرهنگ سیاسی مبتنی بر قانون گرایی، مشارکت و رعایت قواعد بازی سیاسی، تقویت احساس عدالت مشارکتی، قانونی، توزیعی و فرصتی، به رسمیت شناختن مردم به عنوان بازیگران اصلی عرصه سیاست موثر باشد.تا نظر شما چه باشد ؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Mar 2009 20:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darakarimi&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>darakarimi</dc:creator>
<guid>http://darakarimi.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
