در كتاب «جنگ رواني» اثر «پل لاينبرگر»مطلبی بدین شرح آمده است  كه : يكي از اساتيد عمليات رواني درپنتاگون وقتي به مبحث «انكار واقعيت ها» مي رسد، بعد از شرح مفصلي درباره اين بخش از عمليات رواني، براي آزمون يك صندلي روي ميز مي گذارد و از افسران تحت آموزش خود مي خواهد كه هر يك از آنها مقاله اي در نفي وجود اين صندلي بنويسند و از همه ترفندهايي كه آموخته اند براي انكار اين واقعيت استفاده كنند! استاد در جلسه بعد يكي از افسران حاضر در كلاس را به عنوان كسي كه بدترين مقاله را نوشته ولي بهترين نمره را گرفته است، معرفي مي كند. اين افسر در مقاله خود فقط نوشته بود «كدام صندلي»؟ استاد خطاب به وي گفت؛ انگيزه شما براي نفي واقعيات بسيار قوي و درخور تقدير است و به همين علت، مقاله شما را شايسته نمره 20 مي دانم، اما به شعورتان نمره «صفر» مي دهم، چرا كه درك و شعور مخاطبان خود را ناديده گرفته ايد و ظاهراً چيزي به نام «شعور» به گوشتان نخورده است! به شما توصيه مي كنم از ارتش آمريكا استعفاء بدهيد و در يكي از «سيرك»هاي سيار آمريكا به عنوان «دلقك» استخدام شويد.