کاش دستم می شکست
نتیجه گیری اخلاقی :باید به معجزه گر ایمان داشت
نتیجه گیری منطقی:خود کرده را تدبیر نیست
نتیجه گیری سیاسی:در دولت نهم به مدد معجزه الهام شش شغل داشت
دیروز با همت موسسه فرهگی مردم نهاد مانا(همان N.g.O سابق که خیلی ها با C.N.G اشتباه می گیرند) همایشی با عنوان فوق وبا
محوریت چالش ها و راهبردهای توسعه شهرستان کهگیلویه وبا گردهمایی وهم اندیشی
برخی نخبگان که در همه جای ایران زندگی می کنند ولی دل در گرو توسعه زادگاه خود
دارند برگزار شد.انصافا جلسه خوبی
بود،گرچه با حواشی همراه بود،ولی مثبت بود.
البته آمارهای ارائه شده همچنان نشان می داد که ما از نظر توسعه از آخر اولیم.نکته جالب آنکه آخر بودن یعنی ؛ فاصله بسیار زیاد با استانهای محروم.
شاخص های توسعه یافتگی بیانگر آن بود که: استان ما نصف استان ایلام،68/1 چهارمحال بختیاری و38/1 سیستان و بلوچستان است.جالبتر آینکه استان ما با 4/ 1نفت صادراتی کشور ،پر آبترین بعد از شمال ،داشتن گیاه دارویی معادل 60 کشور جهان، ذغایر زیاد زیر زمینی وبالاتر از آن نیروی انسانی ...دارای ظرفیت های فراوانی است.به هرحال دست بر بچه های موسسه مانا درد نکند.
این روزها که مشکلات معیشتی ،پایین بودن حقوق و کاهش منزلت ونا امنی
شغلی و...موجبات سرخوردگی فرهنگیان فراهم آورده گویا قرار نیست تحقیر معلمان پایان
یابد.بیمه طلایی که بعد از یک ماه پرید وقرار است مرحمت فرمایند ما را مس
کنند.مدیرت آموزش و پرورش به این نتیجه رسید که با دادن افطاری مفصل فرهنگیان را
خوشحال کند.واقعا صحنه هجوم برخی فرهنگیان برای دریافت فیش افطاری موجب شرمندگی برخی
فرهنگیان شده است.ایا بهتر نبود این افطاری را به سیل زدگان پاکستان داد ؟ یا قرار
است با تحقیر و گرسنه نگه داشتن آنان بهتر بتوان برآنان مدیریت نمود.